ميرزا محمد حيدر دوغلات

541

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : همى تا برآيد به تدبير كار * به پيكار دشمن تو مرد را ميار « 1 » 677 مردمى كه كوچانيده بودند ( 255 پ ) به كاشغر فرستادند و خان خود به مغولستان كه كوچ آنجا بود روان شد . كوچ در اوتلوق نام موضعى مشهور از مغولستان آنجا بود به كوچ ملحق شد . رشيد سلطان را در مغولستان گذاشته خان به كاشغر آمد و در كاشغر بار ديگر به ملازمت خواجه نورا - سلّمه اللّه و ابقاه - « 2 » مشرف شد و اين وقايع در نهصد و سى و يك « 3 » بود . « 4 » رفتن خان در مغولستان بار آخر و مغول و مغولستانى را به كاشغر آوردن و موجبات چندى كه در آن ايام واقع شد [ رشيد ] « 5 » سلطان در مغولستان ماند . زمستان در قوچقار قيشلاق كرده بود اما طاهر خان در اوزبكستان بود . در آنجا وقايعى دست داد كه ناچار به مغولستان آمد و نزديك قوچقار رسيد و قرغيز نصفى به وى درآمد ، وى نيز در جوار خود راه داد . از اين جهت رشيد سلطان از وى هراسان شده در عين زمستان از قوچقار فرار نموده به آت‌باشى رفت . چون اين خبر به مسامع علّيهء « 6 » خان رسيد در آخر همان زمستان متوجه آت‌باشى شد و در قاتليش 678 آت‌باشى به فرزند ملحق شد . مردم را تسلى داد . و اوزبك بهار به طرف شرقى مغولستان كه خاص و كونكاس 679 باشد رفت . آنچه از قرغيز به رشيد سلطان مانده بودند ايشان را نيز داعيه بود كه به آن قرغيز كه به اوزبك ملحق شده بود پيوندند . خان بنده را همراه رشيد سلطان كرد ، رفته قرغيز را از يومغال « 7 » و قوچقار « 8 » كوچانيده به آت‌باشى آورده شد . خود خان به كاشغر رفت كه تمام مردم را به كوچ برآرد تا ملاحظه فرمايند كه ميان ايشان و اوزبك مهم به كجا قرار مىگيرد و مرا در مغولستان گذاشته‌اند كه مردم را استقرارى و نظامى داده آيد . تا آمدن خان بنده به رشيد

--> ( 1 ) . نگ : - بيت همى . . . ميار . ( 2 ) . نگ : - سلّمه اللّه و ابقاه . ( 3 ) . نگ : + [ 5 - 1524 ] . ( 4 ) . نگ : + فصل هفتاد و ششم . ( 5 ) . نب : - رشيد . ( 6 ) . نگ : - عليّه . ( 7 ) . نگ : بومغال . ( 8 ) . نب : كوچقار .